|
صدای عشق صدای پای خدا اگر جنت بود بی تو وگر دوزخ بود با تو ز جنت ها گریزانم به دوزخ ها عذابم کن
| ||||||||||||||||||||||||||
|
آموخته ام که...
3. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود. [ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 18:35 ] [ نرگس ]
عذاداریتون قبول باشه ایشالله...
[ پنجشنبه ششم بهمن 1390 ] [ 19:20 ] [ نرگس ]
چه میکنی؟ چه خواهی کرد؟ جای تو در این عاشورای مدام و کربلای همیشگی کجاست؟ امامت را یافته ای یا حیران امامی یا بی خیالش شده ای؟! برای یاری امامت چه به کف آورده ای؟ با چه چیز به یاری اش می شتابی؟ صدا؛ باز هم صداست. باز هم صدا می آید. [ دوشنبه نوزدهم دی 1390 ] [ 19:15 ] [ نرگس ]
درمحرم شنیدیم و خواندیم آه کشیدیم و گریستیم
شنیدیم که کوفیان نامه به امام زمانشان دادند و خواندنش تا بیاید اما پناهش ندادند وتیغ به رویش کشیدند ما با امام زمانمان چه کردیم؟ وای برمن ! ... نکند دعای فرج وعهدو دلنوشته هایم همانند نامه کوفیان باشد من هم میخوانمش تابیاید اما آیا خود را آماده برای یاریش کرده ام؟ مردمان کوفه مگر که بوده اند دیگه چی شنیدیم؟ شنیدیم که سنگ بر پیشانی اربابمان زدند ای وای بر ما که با گناهانمان سیلی به صورت اماممان میزنیم گفتند تیر سه شعبه به قلب نازنین امام زمانشان زدند ما با قلب نازنین امام زمانمان چه کردیم؟ ما با کارهایمان تیر به قلب آقایمان نزدیم؟ گفتند که حسین در بیابان کربلا خیمه زده بود هیچ اندیشیدیم که خیمه عزای اربابمان کجاست؟ امام ما چرا بیابان نشین شده است؟! عاشورا یعنی آمادگی برای یاری امام زمانمان یعنی اینکه اگر کوفی امامش را تنها گذاشت من تگذارم یعنی به پا خیزیم در همه عرصه ها یعنی امر به معروف ونهی از منکر تا عاشورایی دیگر نشود یعنی نماز اول وقت حتی در حال اضطرار جنگ نه عزا و نماز قضا یعنی در مقابل فساد وتبعیض وبی عدالتی سر خم نیاوریم یادمان باشد نهضت سرخ عاشورایی باید به نهضت سبز مهدوی برسد پس باید کاری کرد.... دل نوشت:خدایا ما را مرهمی بر قلب نازنین آقایمان قرار ده نه دردی بر دردهایش [ دوشنبه نوزدهم دی 1390 ] [ 19:12 ] [ نرگس ]
[ یکشنبه ششم آذر 1390 ] [ 18:52 ] [ نرگس ]
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید
گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید
گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن عکس یک خنجرزپشت سر پی مولا کشید
گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید
گفتمش تصویری از لیلی ومجنون رابکش عکس حیدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشید
گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید
گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید
گفتمش سختی ودرد وآه گشته حاصلم گریه کردآهی کشید وزینب کبری(س) کشید
گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق عکس مهدی(عج) راکشید و به چه بس زیبا کشید
گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین(ع) گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید [ یکشنبه ششم آذر 1390 ] [ 18:37 ] [ نرگس ]
باز طوفانی شده دریای دل موج سر بر ساحل غم میزند
باز هم خورشید رنگ خون گرفت بر زمین نقشی ز ماتم میزند باز جام دیده ها لبریز شد باز زخم سینه ها سر باز کرد در میان ناله و اندوه و اشک حنجرم فریادها آغاز کرد می نویسم شرح این غم نامه را داستان مشک و اشک و تیر را می نویسم از سری کز عشق دوست کرد حیران تیغه شمشیر را گوئیا با آن همه بیگانگی آب هم با تشنگان بیگانه بود در میان آن همه نامردمی اشک آب و دیده ها پیمانه بود تیغ ناپاکان برآمد از نیام خون پاکی دشت را سیراب کرد خون خورشید است بر روی زمین کآسمان تشنه را سیراب کرد می شود خورشید را انکار کرد؟ زیر سم اسبها در خاک کرد؟ می شود آیا که نقش عشق را از درون سینه هامان پاک کرد؟ گر نشان عشق را گم کرده ایم در میان آتش آن خیمه هاست گر به دنبال حقیقت میرویم حق همینجا حق به روی نیزه هاست گریه ها بر حال خود باید کنیم او که خندان رفت چون آزاد شد ما سکوت مرگباری کرده ایم ....او برای قرنها فریاد شد بازهم در ماتم روی حسین باز هم در سوگ آن آلاله ایم یادتان باشد حیات عشق را وامدار خون سرخ لاله ایم [ یکشنبه ششم آذر 1390 ] [ 18:28 ] [ نرگس ]
سلام و روز بخیر به شما دوستا ی گل اینترنتی...
امیدوارم دماغتون حسابی چاق باشه ... میخواستم از دوستایی که برای مسابقه وبلاگ نویسی به من کمک کردند تشکر کنم. خواهر عزیزم ... نغمه ... خیلی ممنون که تو این یکی دو هفته برام وقت گذاشتی و کمکم کردی .... آجی عزیزم ... نغمه ... مرسی از اینکه با وجود یه عاااااالمه کاری که داشتی و با این وقت محدودت به من کمک کردی ... برادر عزیزم... فرزند شهید جانباز سید مرتضی ... از این که با پیشنهاد های کاملا به جا و عالیون به من در این مسابقه یاری رسوندید .. ممنونم ... و از خیلی دوستایی که به بهتر شدن این وب به من کمک کردند سپاسگذارم... . راستش من قبل از این که وب لبخند های واژگون رو راه بندازم... از یه سری وب هایی که مطلبا ی وبشون رو خودشون مینویسن یا به عبارت دیگه نویسنده هستن خواهش کردم که به من کمک کنن البته زیاد نبودن ها ... اما اونا با کمال بی تفاوتی حتی نیومدن یه نظر خشک و خالی برام بذارن... این اصلا مهم نیست ... که کمک نکردن... اجباری که نبود... یه آدم اگه مومن باشه علاوه بر ظاهرش (( نیازی نبود نویسنده وبلاگ مورد نظر عکسشو بذاره گوشه وبش... ظاهر مهم نیست... دو روز دیگه خاک میریزن روش ... اون باطنه که میمونه ... )) اینم محض اطلاع...!!!! از کسایی که اومدن به همین وبلاگم و قول دادن که میان لبخند های واژگون و نیومدن... نه تشکر میکنیم نه گله ... . بای بای ... ببخشید سرتون رو درد آوردم. پی نوشت : تو قسمت تشکر ... نغمه ی اولی خواهر اهوازیمه ... نغمه دومی خواهر مشهدیمه... بله .... اینم محض اطلاع. [ چهارشنبه دوم آذر 1390 ] [ 13:32 ] [ نرگس ]
سلاااااااااااااااااااااااام به عزیزای گل و گلاب راستش رو بخواید من تو یه مسابقه ی وبلاگ نویسی شرکت کردم که این آدرسشه :لبخند های واژگون قبلا هم گفتم که من به کمکتون احتیاج دارم ... تنها کمکی که میتونید به من بکنید اینه که بیاید به وب جدیدم نظر بذارید تا آمارش بره بالا... خلاصه اگه در بیام و برنده بشم اونجا تو مکه تو صفا و مروه یادتون کنم... دعا تو کعبه از ته دل خودتون میدونین دیگه... میگیره ... منتظر تشریف فرمایی قدوم مبارکتون هستم یاعلی [ جمعه بیستم آبان 1390 ] [ 12:23 ] [ نرگس ]
[ دوشنبه شانزدهم آبان 1390 ] [ 0:36 ] [ نرگس ]
|
||||||||||||||||||||||||||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||||||||||||||||||||||||||